X
تبلیغات
KOREA FILM - خلاصه قسمتهاي سريال پسران فراتر از گل
آموزش زبان کره ای و خلاصه قسمت و دانلود سریال و فیلم و ...

بعد از اینکه جونپیو جاندی روبغل کرد و از اون خواست تا فقط بهش بگه دوستش داره جاندی خودش رو عقب کشید و گفت : ” معذرت میخوام” جونپیو : ” دقیقاً می دونی الان داری چیکار می کنی ؟ { چشمها پر اشک} گو جونپیو الان داره التماستو میکنه!! ” جاندی : ” من چاره ای ندارم” جونپیو ” من چطور تونستم کسی مثل تو رو دوست داشته باشم ؟ فراموشش کن. حتی اگه فردا روزی گریه بکنی هم فرقی نمیکنه چون من به این سادگی رو ول نمی کنم”

ادامه...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 12:45  توسط مینا  | 

سلام دوستان اين هم از خلاصه قسمت هفتم سريال پسران فراتر از گل

تو ادامه متن...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 10:33  توسط مینا  | 

با سلام خدمت دوستان عزيز

اومدم تا خلاصه قسمت 6 رو تقديمتون كنم

خلاصه قسمت ششم سريال پسران فراتر از گل در ادامه متن...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 23:50  توسط مینا  | 

سلام دوستان

ببخشيد كه كمي اين خلاصه ها دير دير تو اين وب گذاشته ميشه.... البته ميدونيد چرا؟

چون كمبود نيروي انساني(نويسنده) داريم

اگر در بين شما ها كساني هستند كه در نويسندگي كمي مهارت و توانايي داشته باشن فورا نظر بدن و نويسنده بشن....

در ضمن تو نظرسنجي "سريال منتخب" هم در سمت راست قسمت پايين شركت كنيد تا بعد از اتمام خلاصه هاي پسران فراتر از گل من بدونم خلاصه هاي كدوم رسيال رو در اين وب بزارم...

بگذريم////

بريم سراغ خلاصه قسمت پنجم پسران فراتر از گل...




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:19  توسط مینا  | 

سلام دوستان

چطوريد؟ با تحريم سريال هاي كره اي چطوريد؟ مطمئنا مثل من از برنامه هاي صداوسيما حالتون بهم ميخوره درسته؟ بگذريم ... بريم سراغ خلاصه قسمت چهارم سريال پسران فراتر از گل;

صبح روز بعد سو هیان اومد تا از جاندی خداحافظی کنه و به اون گفت که متوجه این شده که جیهوو به جاندی علاقه مند شده اما جاندی از اون درخواست کرد که به پاریس نره و جیهوو رو تنها نذاره . سو هیان این حرف رو نپذیرفت و گفت که نمی خواد فرصت ها رو از دست بده و به جاندی یه جفت کفش هدیه داد و از اون خواست تا باعث شه جیهوو یه بار دیگه شاد و خوشحال باشه اما در همین موقع سو هیان متوجه شد که جیهوو دقیقاً پشت سر اون ایستاده بوده و تمام حرف های اون رو شنیده و جیهوو با عصبانیت به اون گفت که نمی خواد کسی همچین لطفی در حقش بکنه...


http://myup.ir/images/pe99denflsdr7ej28j3j.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 9:15  توسط مینا  |